ویز، نیش، گاز
Buzz, sting, bite Why we need insects
توضیحات
کتاب “ویز، نیش، گاز” نوشته آنه سوردروپ-تیگسون (Anne Sverdrup-Thygeson) به بررسی اهمیت حشرات در اکوسیستم زمین میپردازد. این کتاب با ارائه حقایق علمی و داستانهای جذاب، نشان میدهد که چگونه حشرات نقش حیاتی در حفظ تعادل زیستمحیطی ایفا میکنند و چرا باید از آنها محافظت کنیم.
نظر
کتاب ویژگیهای جالب حشرات در زمینههای مختلف را بیان میکند و کاربردهایی که آنها دارند و همچنین دلیل مهم بودن آنها را بیان میکند.
نظر
امتیاز: 08/10به دیگران توصیه میکنم: بلهدوباره میخوانم: بلهایده برجسته: حشرات نقش حیاتی در حفظ تعادل زیستمحیطی ایفا میکنند و باید از آنها محافظت کنیمتاثیر در من: متوجه شدم که حشرات چقدر برای اکوسیستم زمین اهمیت دارند و باید بیشتر به حفظ تنوع زیستی آنها توجه کنیمنکات مثبت: تنوع موضوعات، ارائه حقایق علمی جذاب، داستانهای جالب درباره حشراتنکات منفی: بعضی بخشها ممکن است برای خوانندگان غیرمتخصص کمی پیچیده باشد
مشخصات
نویسنده: Anne Sverdrup-Thygesonانتشارات: Simon & Schuster Audio
بخشهایی از کتاب
بخش اول: پیشگفتار (Preface)
درباره نویسنده و انگیزه نگارش
آنه سوردروپ-تیگسون (Anne Sverdrup-Thygeson)، پروفسور دانشگاه علوم زندگی نروژ، از کودکی عاشق طبیعت و بهویژه جنگلها بوده است. او زمانهای زیادی را در جنگلهایی میگذرانده که نشانههای حضور انسان در آنها کمتر دیده میشود—در میان درختانی که قدمتشان از هر انسان زندهای بیشتر است، درختانی که سرنگون شدهاند و در خزههای فنری فرو رفتهاند.
حشرات و چرخه زندگی
نویسنده به یکی از پدیدههای شگفتانگیز طبیعت اشاره میکند: وقتی درخت مردهای در جنگل افتاده باشد، حشرات بهصورت دستهجمعی به سراغش میآیند. به عبارت دقیقتر:
- سوسکهای پوستخوار (Bark beetles) در شیرهای که زیر پوست درخت تخمیر میشود، جشن میگیرند
- لاروهای سوسک شاخبلند (Longhorn beetle larvae) طرحهای هوشمندانهای روی سطح چوب ترسیم میکنند
- کرمهای سیمی (Wireworms) مانند تمساحهای کوچک، هر چیز متحرکی را در چوب پوسیده میبلعند
این همکاری میان هزاران حشره، قارچ و باکتری، برای تجزیه ماده مرده و تبدیل آن به زندگی جدید ضروری است.
سوالات رایج: چه فایدهای دارند؟
نویسنده به سوالاتی اشاره میکند که مردم اغلب از او میپرسند: “زنبورها چه فایدهای دارند؟” یا “اصلاً چرا به پشهها و مگسهای آزاردهنده نیاز داریم؟”
او سه پاسخ ارائه میدهد:
۱. مفید بودن برای طبیعت:
حشرات آزاردهنده، اقلیت ناچیزی نسبت به میلیاردها موجود کوچکی هستند که هر روز برای نجات زندگی ما کار میکنند. مثلاً پشهها و مگسها غذای حیاتی برای ماهیها، پرندگان، خفاشها و دیگر موجودات هستند—بهویژه در مناطق مرتفع و قطب شمال.
۲. راهحلهای غیرمنتظره:
حتی از موجوداتی که آزاردهنده به نظر میرسند، راهحلهای مفیدی منتظر ماست. مثلاً:
- مگسهای گوشتخوار میتوانند زخمهای سختالتیام را پاکسازی کنند
- کرمهای آردی پلاستیک را هضم میکنند
- دانشمندان در حال بررسی استفاده از سوسریها برای عملیات نجات در ساختمانهای فروریخته هستند
۳. تکلیف اخلاقی:
بسیاری از مردم معتقدند هر گونهای باید فرصت رسیدن به پتانسیل کامل زندگیاش را داشته باشد—و انسانها حق ندارند با قضاوتهای کوتاهبینانه درباره گونههای جذاب یا مفید، با تنوع زیستی بازی کنند.
ساختار کتاب
نویسنده ساختار کتاب را توضیح میدهد:
بخش اول (فصلهای ۱-۲): درباره خود حشرات—تنوع باورنکردنی آنها، ساختار آناتومیکی، حواس، و زندگی جنسی عجیبشان
بخش دوم (فصلهای ۳-۴): تعامل پیچیده بین حشرات و حیوانات دیگر، و بین حشرات و گیاهان—مبارزه روزانه برای خوردن یا خورده شدن
بخش سوم (فصلهای ۵-۹): رابطه صمیمی حشرات با انسانها—نقششان در تامین غذا، پاکسازی محیطزیست، تولید مواد مورد نیاز (از عسل تا آنتیبیوتیکها)، و الهامبخشی برای تحقیقات
بخش دوم: مقدمه (Introduction)
در این بخش، نویسنده با ارائه آمار و ارقامی خیرهکننده، تصویری از وسعت تسلط حشرات بر کره زمین ترسیم میکند و به ما یادآوری میکند که زمین، در واقع “سیاره حشرات” است.
۱. آمار و ارقام (The Numbers)
برای درک مقیاس حضور حشرات، به این اعداد توجه کن:
- به ازای هر انسان روی کره زمین، بیش از ۲۰۰ میلیون حشره وجود دارد.
- همین الان که در حال خواندن این متن هستی، بین ۱ تا ۱۰ کوادریلیون (۱۰ به توان ۱۵) حشره در حال خزیدن و پرواز هستند.
- تعداد آنها از تمام دانههای شن در تمام سواحل دنیا بیشتر است.
۲. زیستگاههای افراطی (Extreme Habitats)
حشرات تقریباً در هر گوشهای از زمین یافت میشوند، حتی در شرایطی که حیات غیرممکن به نظر میرسد:
- ارتفاعات: “مگسهای سنگ” (Stone flies) در ارتفاعات سرد هیمالیا (۲۰,۰۰۰ پا) زندگی میکنند.
- گرمای شدید: لارو پشهها در چشمههای آب گرم پارک ملی یلوستون (Yellowstone) با دمای بالای ۱۲۰ درجه فارنهایت (حدود ۴۹ درجه سانتیگراد) دوام میآورند.
- مکانهای عجیب: آنها در حوضچههای تعمید کلیسا، داخل کامپیوترها، چالههای نفت، و حتی در اسید و صفرای معده اسب زندگی میکنند.
۳. استثنای قطب جنوب و دریا
- قطب جنوب: حشرات در تمام قارهها هستند، اما در قطب جنوب (Antarctica) تنها یک گونه بومی وجود دارد: یک نوع “پشه بیبال” (Flightless midge). جالب اینجاست که این حشره اگر دما برای مدت طولانی از ۵۰ درجه فارنهایت (۱۰ درجه سانتیگراد) بالاتر برود، میمیرد.
- دریا: حشرات حتی در دریا هم حضور دارند. فکها و پنگوئنها شپشهایی دارند که وقتی میزبان به زیر آب میرود، همچنان به پوست آنها چسبیدهاند. همچنین “آبپیماها” (Water striders) زندگی خود را با سر خوردن روی سطح آبهای آزاد میگذرانند.
۴. پیشگامان تکنولوژی (Achievements Before Humans)
نویسنده استدلال میکند که حشرات میلیونها سال قبل از انسان به تکنولوژیهای پیچیده دست یافته بودند:
- کشاورزی و دامداری: موریانهها قارچ پرورش میدهند و مورچهها از شتهها به عنوان “دامهای شیری” نگهداری میکنند.
- صنعت کاغذ: زنبورهای بیعسل (Wasps) اولین موجوداتی بودند که از سلولز کاغذ ساختند.
- مهندسی: لاروهای “بالمویداران” (Caddis fly) میلیونها سال قبل از اینکه انسان اولین تور ماهیگیری را ببافد، تورهایی برای شکار موجودات دیگر میبافتند.
- فیزیک: آنها مسائل پیچیده آیرودینامیک و ناوبری را حل کردند و حتی یاد گرفتند چگونه نور را (درون بدن خود) کنترل کنند.
بخش سوم: تنوع، ابعاد و قدمت (Diversity, Size, and Age)
در این بخش، نویسنده با استفاده از تشبیهات آماری و تاریخی، جایگاه واقعی حشرات را در سلسلهمراتب حیات مشخص میکند. سه مفهوم کلیدی در اینجا مطرح میشود: تسلط آماری، طیف وسیع اندازه، و قدمت تاریخی.
۱. تشبیه سازمان ملل متحد (The UN Analogy)
نویسنده یک آزمایش فکری (Thought Experiment) جالب را پیشنهاد میکند: فرض کنید تمام گونههای شناخته شده جهان (بزرگ و کوچک) عضو سازمان ملل بودند و حق رأی بر اساس “تعداد گونهها” توزیع میشد. نتیجه حیرتانگیز خواهد بود:
- حشرات: بیش از ۵۰٪ کل آراء را در اختیار میگرفتند (آنها بیش از نیمی از تمام گونههای چندسلولی شناخته شده هستند).
- عنکبوتها، حلزونها و کرمهای لولهای: حدود ۲۰٪ آراء.
- گیاهان: حدود ۱۶٪.
- قارچها و گلسنگها: حدود ۵٪.
- انسانها و سایر مهرهداران: انسانها اگر با تمام حیوانات بزرگ دیگر (ماهیها، پرندگان، خزندگان، قورباغهها و…) جمع شوند، تنها ۳٪ از قدرت رأی را خواهند داشت.
نتیجه تحلیلی: ما انسانها اقلیت ناچیزی هستیم که کاملاً به میزبانان کوچک این سیاره وابستهایم.
۲. از کوتولههای افسانهای تا غولهای انجیلی
تنوع اندازه در حشرات بسیار فراتر از سایر ردههای جانوری است:
کوچکترینها (Dwarf Fairies):
- زنبورهای خانواده “Fairy wasps” که کل زندگی لاروی خود را داخل تخم حشرات دیگر میگذرانند.
- گونه Kikiki huna: با اندازه ۰.۱۶ میلیمتر، حتی با چشم غیرمسلح دیده نمیشود (نام آن در زبان هاوایی به معنای “نقطه ریز” است).
- گونه Tinkerbella nana: نامگذاری شده بر اساس پری کارتون پیتر پن (Tinkerbell) و واژه یونانی nanos (کوتوله). این زنبور آنقدر کوچک است که میتواند روی نوک یک تار موی انسان فرود بیاید.
بزرگترینها (Giants):
- طولانیترین: حشره چوبخوار چینی (Phryganistria chinensis Zhao) با طول حدود ۲۴.۵ اینچ (حدود ۶۲ سانتیمتر). بلندتر از ساعد دست انسان، اما به ضخامت یک انگشت.
- سنگینترین: سوسک گولیات (Goliath beetle). لارو این سوسک آفریقایی میتواند تا ۳.۵ اونس (حدود ۱۰۰ گرم) وزن داشته باشد—تقریباً هموزن یک پرنده توکا (Blackbird).
۳. قدمت: پیش از دایناسورها
برای درک عمق زمان (Deep Time)، نویسنده به ما یادآوری میکند که حشرات بسیار قدیمیتر از دایناسورها هستند:
- زمان ظهور: اولین حشرات حدود ۴۷۹ میلیون سال پیش (در دوره دوونین) ظاهر شدند.
- شکل ظاهری: اولین حشره، موجودی ششپا با سه بخش بدنی و دو شاخک کوچک بود که در میان گیاهان اولیه میخزید.
- همکاری اولیه (Co-evolution): یک تعامل دوطرفه حیاتی شکل گرفت:
- گیاهان خشکی با فراهم کردن غذا، شانس بقای حشرات را بالا بردند.
- حشرات با بازیافت مواد گیاهی مرده و ایجاد خاک، شانس بقای گیاهان را افزایش دادند.
نویسنده اشاره میکند که حشرات پنج دوره انقراض بزرگ را پشت سر گذاشتهاند. دایناسورها حدود ۲۴۰ میلیون سال پیش آمدند و رفتند، اما حشرات ماندند. در مقایسه، انسان هوشمند (Homo sapiens) تنها ۲۰۰,۰۰۰ سال است که روی زمین حضور دارد.
بخش چهارم: شگفتی بالها و آناتومی پایه (پایان مقدمه و شروع فصل ۱)
در این بخش، نویسنده آخرین دلیل موفقیت تکاملی حشرات (پرواز) را در پایان مقدمه بررسی میکند و سپس با شروع فصل اول، وارد مباحث فنی آناتومی میشود.
۱. شگفتی بالها (The Wonder of Wings)
نویسنده “پرواز” را مهمترین دلیل موفقیت عظیم حشرات میداند. این نوآوری حدود ۴۰۰ میلیون سال پیش رخ داد و مزایای استراتژیک بینظیری ایجاد کرد:
- دسترسی به منابع: امکان رسیدن به مواد غذایی در ارتفاعات گیاهان.
- فرار: راهی برای گریختن از دشمنان زمینی.
- پراکندگی: امکان مهاجرت به زیستگاههای جدید.
- تولیدمثل: یافتن جفت در فضایی جدید (نویسنده به طنز آن را “پاتوقهای هوایی” مینامد).
نکته فنی درباره تکامل بال: منشأ دقیق بالها مشخص نیست (شاید از آبششها تکامل یافتهاند یا از زائدههای قفسه سینه که ابتدا برای جذب نور خورشید یا تعادل استفاده میشدند). اما نکته کلیدی این است که حشرات برای ۱۵۰ میلیون سال حاکم مطلق آسمان بودند. در آن زمان نه پرندهای بود، نه خفاشی و نه پتروسوری.
فصل ۱: موجودات کوچک، طراحی هوشمند (Small Creatures, Smart Design)
در اینجا وارد مبحث “مهندسی بدن” حشرات میشویم. نویسنده یک “دوره فشرده” (Crash Course) در ساختمانسازی حشرات ارائه میدهد.
الگوریتم شناسایی حشره (The Definition)
برای تشخیص اینکه آیا یک موجود “حشره” است یا خیر، نویسنده الگوریتم زیر را پیشنهاد میکند:
- شمارش پاها: اکثر حشرات ۶ پا دارند که همگی به بخش میانی بدن متصلاند.
- بررسی بالها: آنها معمولاً دو جفت بال (۴ عدد) دارند که آن هم روی بخش میانی است.
- بخشبندی بدن: بدن حشرات سه قسمت متمایز دارد: سر (Head)، سینه (Thorax) و شکم (Abdomen).
ریشهشناسی: واژه Insect از فعل لاتین insecare به معنای “برش دادن” میآید، زیرا بدن آنها قطعهقطعه (Segmented) به نظر میرسد.
تحلیل اجزای سهگانه (The Three Segments)
۱. سر (Head) - مرکز حسی: شامل دهان، چشمها و شاخکها (آنتن) است.
- قانون: حشرات هرگز بیش از ۲ شاخک ندارند.
- استثنای عجیب: نویسنده به گونهای از پروانه دمچلچلهای (Swallowtail butterfly) اشاره میکند که روی آلت تناسلیاش چشم دارد (برای موقعیتیابی صحیح هنگام جفتگیری)! مادهها نیز چشمهایی در انتهای بدن برای مکانیابی تخمگذاری دارند.
۲. سینه (Thorax) - مرکز ترابری (Transport Center): این بخش تحت سلطه عضلاتی است که بالها و پاها را حرکت میدهند.
- نکته مهندسی مهم: برخلاف پرندگان یا خفاشها که بالهایشان در واقع “دستان تغییر شکل یافته” است، بالهای حشرات اندامهای حرکتی مجزایی هستند که افزون بر پاها تعبیه شدهاند (نه به جای آنها).
۳. شکم (Abdomen) - مرکز تولیدمثل و گوارش: حاوی اندامهای جنسی و بخش عمده سیستم گوارش است.
- چالش بهداشتی: لاروهای زنبور گال (Gall wasp) که درون گیاه محبوس هستند، تا پایان دوران لاروی مدفوع نمیکنند (چون در یک آپارتمان تکاتاقه بدون توالت زندگی میکنند). روده آنها فقط پس از بلوغ به خروجی متصل میشود.
بخش پنجم: زندگی در دنیای بیمهرگان و تحولات جادویی
این بخش به دو موضوع بنیادین در زیستشناسی حشرات میپردازد: ۱. اسکلت بیرونی (Exoskeleton) و چالشهای آن، ۲. دگردیسی (Metamorphosis) و انواع آن.
۱. زندگی با اسکلت بیرونی (Living in an Invertebrate World)
حشرات “بیمهره” (Invertebrate) هستند؛ یعنی ستون فقرات یا استخوان داخلی ندارند. در عوض، اسکلت آنها در خارج از بدنشان قرار دارد.
ویژگیهای مهندسی اسکلت بیرونی:
- ساختار: سخت اما سبک است و مانند یک زره از اندامهای داخلی محافظت میکند.
- لایه واکس (Wax Layer): سطح بیرونی با لایهای از موم پوشیده شده است.
- کارکرد حیاتی: جلوگیری از “کمآبی” (Dehydration). حشرات به دلیل جثه کوچک، نسبت “سطح به حجم” بالایی دارند و اگر این لایه مومی نبود، به سرعت رطوبت بدنشان تبخیر میشد و مثل ماهی خشک میشدند.
چالش رشد (The Growth Paradox): داشتن اسکلت خارجی مثل پوشیدن زره فولادی است؛ چگونه میتوان رشد کرد؟ نویسنده این فرآیند را به “خمیر نانی که درون زره قرون وسطایی حبس شده” تشبیه میکند. راهحل طبیعت پوستاندازی (Molting) است:
- یک زره جدید و نرم در زیر زره قدیمی شکل میگیرد.
- زره قدیمی ترک میخورد و حشره از آن بیرون میآید.
- مرحله حیاتی: حشره باید بلافاصله خود را باد کند (Inflate) تا اسکلت نرم جدید تا حد ممکن بزرگ شود.
- اسکلت جدید خشک و سخت میشود و اندازه حشره تا پوستاندازی بعدی ثابت میماند.
۲. زمان تغییر: دگردیسی (Metamorphosis)
حشرات برای تبدیل شدن از کودک به بزرگسال، دو استراتژی متفاوت دارند:
الف) تغییر تدریجی (Incomplete Metamorphosis)
- نمونهها: ملخها، سوسریها، سنجاقکها و سنها (True bugs).
- فرآیند: نوزاد (که Nymph نامیده میشود) شبیه نسخه مینیاتوری بزرگسال است (مثل انسان).
- تفاوت: نیمفها بال و اندام جنسی فعال ندارند.
- مسیر: آنها چندین بار پوست میاندازند، بزرگتر میشوند و در آخرین مرحله با بال و اندام جنسی کامل ظاهر میشوند.
ب) دگردیسی کامل (Complete Metamorphosis) - استراتژی برنده
- نمونهها: پروانهها، سوسکها، مگسها، زنبورها (۸۵٪ کل حشرات از این روش استفاده میکنند).
- فرآیند: یک تغییر جادویی و رادیکال.
- لارو (Larva): اغلب شبیه یک “کیسه مستطیلی رنگپریده” است که فقط دهان و مقعد دارد. تمرکز لارو فقط بر خوردن و ذخیره انرژی است.
- شفیره (Pupa): مرحله استراحت ظاهری. در داخل پوسته شفیره، بدن لارو “ذوب” میشود و مثل یک سازه لگویی (Lego) از نو بازسازی میشود.
- بزرگسال (Adult): موجودی کاملاً متفاوت (معمولاً بالدار) که تمرکزش بر تولیدمثل است.
تحلیل استراتژیک: چرا دگردیسی کامل موفقتر است؟ چون رقابت بین والدین و فرزندان را حذف میکند.
- لارو: روی زمین میخزد و برگ میخورد (ماشین غذاخوری).
- بزرگسال: پرواز میکند و شهد مینوشد (ماشین جفتگیری). این دو مرحله از زندگی، از منابع غذایی و زیستگاههای کاملاً متفاوتی استفاده میکنند.
نکته تاریخی: تا قرن ۱۷، مردم نمیدانستند لارو و پروانه یک موجود هستند. برخی فکر میکردند لارو یک “جنین سرگردان” است! جان سوامردام (Jan Swammerdam) با میکروسکوپ و چاقوی جراحی ثابت کرد که بالهای پروانه به صورت فشرده در زیر پوست لارو وجود دارند.
بخش ششم: تنفس، خون و سیستم عصبی
در این بخش، نویسنده ساختار داخلی بدن حشرات را تشریح میکند که تفاوتهای بنیادینی با سیستم بدن انسان و سایر مهرهداران دارد. سه موضوع اصلی در اینجا بررسی میشود: سیستم تنفس نایدیسی، همولیمف (خون حشرات) و ساختار مغز.
۱. تنفس با نی (Breathing through a Drinking Straw)
حشرات شش (Lung) ندارند و از دهان هم نفس نمیکشند.
- سیستم نای (Tracheal System): بدن آنها پر از سوراخهای ریزی در پهلوهاست. این سوراخها به لولههایی (مثل نی) متصلاند که در سراسر بدن منشعب میشوند.
- مکانیسم: هوا مستقیماً از طریق این لولهها به تکتک سلولها میرسد.
- تفاوت کلیدی با انسان: در انسان، خون مسئول حمل اکسیژن است. در حشرات، سیستم تنفس مستقل از سیستم گردش خون عمل میکند. اکسیژن مستقیماً به بافتها “تحویل” داده میشود.
۲. خون بدون رنگ (Hemolymph)
مایع درون بدن حشرات، “همولیمف” نامیده میشود، نه خون.
- وظیفه: انتقال مواد مغذی، هورمونها و دفع مواد زائد (نه اکسیژن).
- رنگ: چون نیازی به هموگلوبین (آهن) برای حمل اکسیژن ندارند، خونشان قرمز نیست. رنگ آن معمولاً بیرنگ، زرد یا سبز است.
- مثال ملموس: لکههای زرد-سبزی که در تابستان روی شیشه جلوی ماشین میبینید، ناشی از همین موضوع است (نه صحنهای خونین از فیلم جنایی!).
- سیستم گردش خون باز: حشرات رگ و شریان ندارند. خون آزادانه در بدن، بین اندامها و حتی داخل پاها و بالها جریان دارد (Sloshes around).
- قلب: یک لوله عضلانی در پشت (Dorsal tube) است که با انقباض، خون را از انتهای بدن به سمت سر پمپاژ میکند.
۳. مغز و حواس (Brain and Senses)
حشرات مغز دارند که پردازش اطلاعات حسی (بویایی، بینایی، شنوایی) را انجام میدهد.
- اهمیت حواس: برای یافتن غذا، فرار از دشمن و پیدا کردن جفت حیاتی است.
- ساختار متفاوت: اگرچه آنها حواس پنجگانه ما را دارند (نور، صدا، بو، مزه، لمس)، اما اندامهای حسیشان کاملاً متفاوت طراحی شدهاند. برای مثال، گوش یا بینی آنها شبیه ما نیست.
بخش هفتم: زبان معطر و فریبهای گلدار (The Fragrant Language of Insects)
در این بخش، نویسنده به یکی از مهمترین روشهای ارتباطی در دنیای حشرات میپردازد: ارتباط شیمیایی (بویایی). حشرات بینی ندارند، اما دنیای آنها مملو از پیامهای بویایی است که ما انسانها اغلب از درک آن عاجزیم.
۱. آنتنها به جای بینی
- ابزار بویایی: حشرات عمدتاً از طریق شاخکها (Antennae) بو میکشند.
- حساسیت بالا: برخی پروانههای نر، شاخکهای پرمانندی دارند که میتواند بوی ماده را از فاصله چند مایلی (چند کیلومتری)، حتی با غلظت بسیار پایین مولکولی، ردیابی کند.
- کارکرد پیامها: این بوها (فرمونها) کارکردهای متنوعی دارند:
- تبلیغات همسریابی: مثل یک آگهی شخصی (“خانم تنها به دنبال…”)
- راهنمای رستوران: مورچهها رد بویی به جا میگذارند که بقیه را مستقیماً به سمت غذا (مثلاً لکه مربا در آشپزخانه) هدایت میکند.
۲. مثالهای کاربردی: از جنگل تا عطر هلو
نویسنده دو مثال جالب از کاربرد بو در سوسکها میآورد:
الف) سوسکهای پوستخوار صنوبر (Spruce Bark Beetles): آنها نیازی به شبکههای اجتماعی ندارند. وقتی یک سوسک، درخت ضعیفی را پیدا میکند، با زبان شیمیایی “فریاد میزند”. این کار باعث تجمع انبوهی از سوسکها میشود که میتوانند با همکاری هم بر مکانیزم دفاعی درخت غلبه کنند (یک حمله گروهی برای تبدیل درخت به مهدکودک لاروها).
ب) سوسک زاهد (Hermit Beetle):
- بوی هلو: اگر در تابستان در جنوب نروژ بوی هلو حس کردید، شاید کار این سوسک نادر باشد. نرها مادهای به نام گاما-دکالاکتون (gamma-decalactone) ترشح میکنند (همان مادهای که ما در صنایع غذایی و آرایشی استفاده میکنیم) تا مادهها را جذب کنند.
- وضعیت بقا: این سوسکها تنبل هستند و کم پرواز میکنند. آنها تمام عمر در یک درخت توخالی زندگی میکنند. چون درختان کهنسال توخالی کمیاب شدهاند، این گونه در خطر انقراض است.
۳. فریبکاری گلها (Flowery Temptresses)
گیاهان در طول میلیونها سال تکامل مشترک (Co-evolution)، یاد گرفتهاند که چگونه از این “زبان بویایی” سوءاستفاده کنند:
الف) گل رافلزیا (Rafflesia): بزرگترین گل جهان است. چون گردهافشان آن “مگسهای گوشتخوار” (Blowflies) هستند، بوی خوش وانیل نمیدهد؛ بلکه بوی لاشهی گندیده میدهد تا برای مگسها غیرقابل مقاومت باشد.
ب) ارکیده مگس (Fly Orchid): این یک شاهکار فریبکاری تکاملی است:
- ظاهر: گل دقیقاً شبیه یک زنبور ماده (Digger wasp) است.
- بو: گل دقیقاً بوی فرمون جنسی زنبور ماده را تولید میکند.
- نتیجه: زنبور نرِ تازه متولد شده، فریب میخورد و سعی میکند با گل جفتگیری کند. در این تلاشِ ناکام، گردهها به بدنش میچسبند. وقتی او ناامیدانه سراغ گل (دروغین) بعدی میرود، گردهافشانی انجام میشود.
- نکته هوشمندانه: زنبورهای ماده واقعی چند روز بعد از نرها متولد میشوند تا نرها در این فاصله فرصت کافی برای فریب خوردن و گردهافشانی گلها را داشته باشند!
بخش هشتم: گوشهای عجیب، ویولننوازی و چشیدن با پا
در ادامه مبحث حواس حشرات، نویسنده به سراغ شنوایی، تولید صدا و چشایی میرود. این بخش پر از شگفتیهای آناتومیک و رکوردهای عجیب است.
۱. گوشهایی روی زانو و ساعت مرگ (Hearing)
حشرات گوش دارند، اما به ندرت روی سرشان قرار دارد.
- موقعیت گوشها: ممکن است روی پاها (زانو)، بالها، قفسه سینه، شکم و در برخی پروانهها حتی داخل دهان باشد.
- مکانیسم: این گوشها اغلب شامل یک پرده لرزان (مانند طبل کوچک) هستند که با امواج صوتی میلرزد، یا موهای حسی که ارتعاشات را جذب میکنند.
هدف صدا: تولید صدا (مثل آواز جیرجیرک) برای ما انسانها نیست؛ هدف اصلی جذب جفت است.
- نکته طنزآمیز تاریخی: نویسنده به ضربالمثل یونان باستان اشاره میکند: «خوشا به حال جیرجیرکها، زیرا همسرانشان لال هستند.» (چون معمولاً فقط نرها آواز میخوانند).
- ریسک: آواز خواندن خطرناک است، زیرا انگلها هم صدا را میشنوند و خواننده را پیدا میکنند تا روی بدنش تخمگذاری کنند.
افسانه سوسک ساعت مرگ (Deathwatch Beetle): سوسکهای چوبخواری وجود دارند که برای جفتگیری، سر خود را به چوب میکوبند.
- خرافات: صدای تیکتیک این کوبیدن در سکوت شب، در قدیم به عنوان “ساعت شمارش معکوس مرگ” یا صدای “عزرائیل” تعبیر میشد.
- واقعیت: این فقط صدای یک سوسک نر عاشق است که سرش را به دیوار میکوبد تا همسری پیدا کند!
۲. ویولننوازی با عجیبترین ابزار (Sound Production)
چه کسی رکورددار تولید صدا نسبت به جثه است؟ جیرجیرکها؟ خیر.
- رکورددار: حشرهای آبی به نام “قایقران آبی” (Water Boatman) از خانواده Micronectidae.
- اندازه: تنها ۲ میلیمتر (اندازه دانه فلفل).
- قدرت صدا: دانشمندان فرانسوی صدای او را زیر آب ضبط کردند: ۷۹ دسیبل. این معادل صدای یک قطار باری از فاصله ۱۵ متری است!
- تکنیک نوازندگی: این حشره چگونه چنین صدایی تولید میکند؟ با مالش آلت تناسلیاش (به عنوان آرشه) روی شکمش (به عنوان سیم). نویسنده به طنز میگوید: «نمیتوانید این هنرنمایی را از او بگیرید!»
۳. زبانهایی در کف پا (Taste)
مگسهای خانگی (Houseflies) با پاهایشان میچشند.
- حساسیت: گیرنده پاهای آنها نسبت به قند، ۱۰۰ برابر حساستر از زبان انسان است.
آداب غذا خوردن مگس (و چرا خطرناک است؟): مگسها دندان ندارند و نمیتوانند غذای جامد بخورند. آنها محکوم به رژیم مایعات هستند.
- فرآیند: وقتی روی ساندویچ شما مینشینند، مقداری از شیره معده خود را روی آن بالا میآورند (Regurgitate).
- هضم: آنزیمها غذا را حل کرده و به یک “اسموتی” تبدیل میکنند.
- مکیدن: سپس با دهان جاروبرقیمانند خود، مایع را میمکند.
- خطر: چون ممکن است وعده قبلی آنها مدفوع حیوانات بوده باشد، باکتریها را منتقل میکنند. نویسنده آنها را به “سرنگهای آلوده پرنده” تشبیه میکند.
۴. زندگی چندوجهی (بینایی)
بخش حواس با اشاره کوتاهی به بینایی پایان مییابد:
- تنوع: سنجاقکها بینایی عالی دارند، اما حشرات غارزی کور هستند.
- طیف رنگ: زنبورهای عسل رنگ قرمز را نمیبینند، اما در عوض فرابنفش (UV) را میبینند. گلهایی که برای ما تکرنگ به نظر میرسند، برای زنبورها دارای الگوهای راهنمای فرابنفش هستند که آنها را به سمت شهد هدایت میکند.
بخش نهم: سکس ششپایی (فصل دوم)
فصل دوم با عنوان “Six-Legged Sex: Dating, Mating, and Parenting” (رابطه جنسی ششپایی: قرار گذاشتن، جفتگیری و والدگری) شروع میشود. نویسنده توضیح میدهد چرا حشرات اینقدر موفق و پرشمار هستند: چون کوچک، انعطافپذیر و سکسی هستند!
۱. چرا حشرات اینقدر زیادند؟ (The Numbers Game)
حشرات ماشینهای تولیدمثل هستند. برای درک این موضوع، نویسنده مثالی حیرتانگیز از مگس میوه (Fruit Fly) میزند:
- سناریو: اگر یک جفت مگس میوه داشته باشید و به آنها اجازه دهید برای یک سال (معادل ۲۵ نسل) در شرایط ایدهآل تولیدمثل کنند…
- نتیجه: تعداد آنها به عددی با ۴۲ صفر (Tredecillion) میرسد!
- حجم: اگر این تعداد مگس را فشرده کنید، کرهای میسازند که قطرش از فاصله زمین تا خورشید بیشتر است!
خوشبختانه، اکثر آنها خورده میشوند یا میمیرند، وگرنه جایی برای ما انسانها نمیماند.
۲. پنجاه طیف عجیب (Fifty Shades of Strange)
رقابت جنسی در حشرات خشن و بیرحمانه است. نرها و مادهها استراتژیهای متضادی دارند:
الف) ابزار سوئیسی نرها (The Swiss Army Knife): چون مادهها اغلب با چند نر جفتگیری میکنند، نرها میخواهند مطمئن شوند اسپرم آنها برنده میشود.
- ابزار: آلت تناسلی برخی حشرات مثل چاقوی سوئیسی است؛ دارای قاشقک، گیره و لایروب است تا اسپرم رقبای قبلی را از بدن ماده بیرون بکشد!
ب) کمربند عفت (Chastity Plugs): برخی نرها پس از جفتگیری، دهانه تناسلی ماده را با یک “درپوش” مسدود میکنند تا نر دیگری نتواند جفتگیری کند.
- ضد استراتژی: نر بعدی با ابزار مخصوصش این درپوش را میکند!
ج) طولانی کردن رابطه (Marathon Mating):
- سنتز طولانی: برخی حشرات (مثل سوسکهای بدبو) تا ۱۰ روز جفتگیری را ادامه میدهند تا مطمئن شوند نوبت به کس دیگری نمیرسد.
- رکورددار: چوبخوار هندی (Indian stick insect) با رکورد ۷۹ روز سکس مداوم!
۳. اسپرمهای غولپیکر و بدبوهای خشن
دو مثال عجیب دیگر:
- مگس میوه (Drosophila bifurca): با اینکه خودش بسیار کوچک است، اسپرمی به طول ۲.۵ اینچ (۶ سانتیمتر) دارد! (۲۰ برابر طول بدن خودش). اگر یک انسان چنین نسبتی داشت، اسپرمش به اندازه یک زمین هندبال بود. این اسپرمها مثل توپهای نخ در هم پیچیدهاند.
- ساسها (Bedbugs) و تلقیح ضربهای: ساسهای نر وقت خود را برای پیدا کردن دهانه تناسلی ماده هدر نمیدهند. آنها با آلت تیز خود، مستقیماً دیواره شکم ماده را سوراخ میکنند و اسپرم را به داخل حفره بدن تزریق میکنند (Traumatic Insemination). مادهها برای مقابله، پوست شکم خود را در آن ناحیه ضخیمتر کردهاند.
بخش دهم: انتخاب خانمها و زندگی بدون مردان
در ادامه فصل دوم، نویسنده از استراتژیهای خشن نرها عبور کرده و به قدرت انتخاب مادهها و روشهای عجیب تولیدمثل بدون جنسیت میپردازد.
۱. انتخاب خانمها (Ladies’ Choice)
در گذشته، دانشمندان (که اغلب مرد بودند) همه چیز را از دیدگاه نرها میدیدند. اما تحقیقات جدید نشان میدهد مادهها نقش فعالی دارند:
الف) آدمخواری جنسی (Sexual Cannibalism):
- عنکبوتها: برخی عنکبوتهای نر حین جفتگیری میمیرند (آلت تناسلیشان منفجر میشود!) و سپس توسط ماده خورده میشوند. چرا؟ چون جسد آنها منبع پروتئین مفیدی برای پرورش صدها تخم است.
- آخوندک (Praying Mantis): شهرت آنها در خوردن سرِ شوهر معروف است. البته نویسنده تذکر میدهد که این اتفاق در طبیعت کمتر از آزمایشگاه رخ میدهد.
ب) کنترل مخفیانه: مادهها پس از جفتگیری با چندین نر، اسپرمها را در “بانک اسپرم” داخلی خود ذخیره میکنند.
- آزمایش سوسک آرد: دانشمندی نیمی از نرها را گرسنگی داد (کیفیت ژنتیکی پایین) و نیمی را خوب تغذیه کرد. مادهها با هر دو گروه جفتگیری کردند. نتیجه؟ در بانک اسپرم مادهها، اسپرم نرهای قوی بیشتر ذخیره شده بود! مادهها فعالانه انتخاب میکنند که پدر بچههایشان چه کسی باشد.
۲. زندگی بدون مردان؟ (Life without Men?)
آیا همیشه به نرها نیاز است؟ خیر.
الف) شتهها (Aphids) و زایمانهای ویرجین:
- بهار: شتههای ماده روی گل رز، وقت ندارند منتظر نرها بمانند. آنها از طریق “ بکرزایی” (Parthenogenesis) به سرعت کلونهایی از خودشان تولید میکنند.
- عروسکهای روسی: دخترانِ متولد شده، خودشان باردارِ نوههای مادر هستند! (سه نسل در یک بدن).
- پاییز: وقتی هوا سرد میشود، ناگهان نرها متولد میشوند تا جفتگیری جنسی انجام شود و تخمهایی تولید کنند که توانایی زمستانخوابی دارند.
ب) ملکه بی (Queen B):
- زنبور عسل: تمام کارگران ماده هستند. نرها (Drones) فقط برای جفتگیری وجود دارند و حتی غذا خوردن بلد نیستند (خواهرانشان به آنها غذا میدهند).
- سرنوشت نر: جفتگیری برای زنبور نر مرگبار است. عمل انتقال اسپرم چنان انفجاری است که اندام جنسی او کنده میشود و او میمیرد.
- تیتر روزنامه: “بیضههای زنبور نر هنگام ارگاسم منفجر میشود!”
- بیانسه (Beyoncé): دانشمندان گونهای از خرمگس (Horsefly) با پشت طلایی و زیبا کشف کردند و نامش را Scaptia beyonceae گذاشتند، چون آنها را یاد این خواننده میانداخت!
۳. پدران فداکار و شیر سوسک
همیشه مادرها مسئول نیستند:
- سوسکهای شیرده: سوسک Diploptera punctata بچهزا است و نوعی “شیر” غنی از کریستالهای پروتئین در شکمش تولید میکند که لاروها از آن تغذیه میکنند.
- پدران زحمتکش: در “سنهای آبی غولپیکر” (Giant Water Bugs) که به “گازگیرهای انگشت پا” معروفند، ماده تخمها را روی پشتِ نر میچسباند. پدر بیچاره باید هفتهها با این بار سنگین شنا کند و از بچهها مراقبت کند، در حالی که مادر پی کار خود میرود.
بخش یازدهم: بخور یا خورده شو (فصل سوم)
فصل سوم با عنوان “Eat or Be Eaten: Insects in the Food Chain” (بخور یا خورده شو: حشرات در زنجیره غذایی) شروع میشود. قانون زندگی حشرات ساده است: زنده بمان تا تولیدمثل کنی. و برای زنده ماندن باید بخوری و تلاش کنی خورده نشوی.
۱. عذاب وجدان داروین (Darwin’s Qualms)
بسیاری از حشرات “پارازیتوئید” (Parasitoid) هستند؛ یعنی انگلهایی که در نهایت میزبان خود را میکشند.
- روش کار: لارو انگل داخل بدن میزبان (مثلاً یک کرم) زندگی میکند و آرامآرام اندامهای داخلی او را میخورد.
- نکته ترسناک: آنها اندامهای حیاتی (قلب و سیستم عصبی) را برای آخر کار نگه میدارند تا میزبان تا جای ممکن زنده و تازه بماند!
- بحران فلسفی: این بیرحمیِ دقیق، چالشی برای طبیعیدانان قرن ۱۹ بود. چارلز داروین نوشت: «نمیتوانم خودم را قانع کنم که خدایی مهربان و قادر مطلق، عمداً [زنبورهای] Ichneumonidae را با این نیت خلق کرده باشد که درون بدن زنده کرمها تغذیه کنند.»
۲. زامبیها و روحخواران (Zombies and Soul Suckers)
نویسنده دو مثال از انگلهایی میزند که رفتار میزبان را کنترل میکنند:
الف) زنبور و کفشدوزک (The Bodyguard):
- انگل: زنبور Dinocampus coccinellae.
- میزبان: کفشدوزک.
- فرآیند: لارو زنبور پس از خوردن بخشی از بدن کفشدوزک، از شکمش بیرون میآید و بین پاهای او پیله میبندد.
- زامبیسازی: کفشدوزک نمیمیرد، بلکه فلج میشود و بالای سر پیله میایستد. هر وقت دشمنی نزدیک شود، کفشدوزک (که مغزش توسط ویروس زنبور دستکاری شده) تکان میخورد و دشمن را میترساند. او تبدیل به یک “بادیگارد زامبی” شده است!
ب) زنبور روحخوار (The Dementor Wasp):
- انگل: زنبور Ampulex dementor (نامگذاری شده بر اساس دیمنتورهای هری پاتر).
- میزبان: سوسری (Cockroach).
- جراحی مغز: زنبور ابتدا سوسری را نیش میزند تا پاهایش موقتاً فلج شود. سپس با دقت جراحی، زهر را به نقطه خاصی از مغز سوسری تزریق میکند.
- نتیجه: سوسری قدرت “اراده آزاد” را از دست میدهد. او میتواند راه برود، اما نمیتواند تصمیم بگیرد که راه برود.
- پایان تلخ: زنبور شاخک سوسری را میگیرد و او را مثل سگی که قلاده دارد، به سمت سوراخ مرگ هدایت میکند. سوسری مطیعانه وارد قبر خود میشود تا زنده زنده خورده شود.
۳. مسافران قاچاقی (Bold Hitchhikers)
همیشه خشونت مستقیم لازم نیست؛ گاهی فریب کافی است.
- سوسک تاولزا (Blister Beetle): لاروهای این سوسک (Triungulin) دستهجمعی روی گلها منتظر میمانند.
- تاکسی هوایی: وقتی زنبوری برای گردهافشانی میآید، آنها سریع به پاهای او میچسبند.
- مقصد: اگر خوششانس باشند و زنبور از نوع درست باشد، آنها را به کندو میبرد. در آنجا، لاروهای سوسک وارد سلولهای کندو شده، تخم زنبور را میخورند و سپس در عسلی که زنبور مادر با زحمت جمع کرده، شنا میکنند و از آن تغذیه میکنند!
بخش دوازدهم: مسابقه بیپایان (فصل چهارم)
فصل چهارم با عنوان “Insects and Plants: A Never-Ending Race” (حشرات و گیاهان: یک مسابقه بیپایان) شروع میشود. رابطه حشرات و گیاهان ۱۲۰ میلیون سال قدمت دارد و ترکیبی از “عشق و نفرت” است.
۱. رژیم غذایی سخت و اشک تمساح
حشرات گیاهخوار زندگی سختی دارند.
- مشکل تغذیه: گیاهان نیتروژن و سدیم (نمک) کمی دارند، در حالی که حشرات به این مواد نیاز مبرم دارند.
- راهحل نیتروژن: شتهها مجبورند حجم عظیمی از شیره گیاهی بمکند تا نیتروژن کافی بگیرند. قند اضافی را به صورت “عسلک” (Honeydew) دفع میکنند.
- راهحل سدیم (نمک): پروانهها اغلب دور چالههای گلی جمع میشوند تا مواد معدنی بمکند.
- اشک تمساح: در جنگلهای کاستاریکا، پروانهها و زنبورهایی دیده شدهاند که روی چشم تمساح (Caiman) مینشینند و اشکهای پرنمک او را مینوشند!
۲. بیدمشک: صبحانه حیاتی ملکه
گردهافشانی یک معامله برد-برد است، اما زمانبندی آن حیاتی است.
- بحران بهاری: وقتی ملکه زنبور عسل (Bumblebee queen) در اوایل بهار از خواب زمستانی بیدار میشود، گرسنه است و باید به تنهایی کلونی جدیدی بسازد.
- ناجی: درخت بیدمشک (Willow) زودتر از همه گل میدهد. گلهای نر (گرده پروتئینی) و گلهای ماده (شهد قندی) صبحانه کاملی برای ملکه فراهم میکنند تا انرژی لازم برای گرم نگه داشتن تخمهایش (در دمای ۳۰ درجه سانتیگراد) را داشته باشد.
۳. فریبکاریهای پیچیده (Cheat and Be Cheated)
نویسنده چند مثال خیرهکننده از فریبکاری در رابطه حشره-گیاه میآورد:
الف) گیاه پیتزا و پروانه نفوذی (Oregano & Large Blue Butterfly):
- گیاه پونه کوهی (Oregano): وقتی مورچهها ریشهاش را میجوند، مادهای به نام Carvacrol ترشح میکند (همان بوی خوش پونه روی پیتزا).
- پروانه: پروانه “Large Blue” تخمش را روی این گیاه میگذارد. لارو پس از تولد روی زمین میافتد.
- جاسوسی: لارو بوی مورچهها را تقلید میکند. مورچه کارگر فریب میخورد و لارو را به عنوان “بچه گمشده” به لانه میبرد.
- کشتار: در لانه، لارو صدای ملکه مورچهها را تقلید میکند تا کسی کاری به کارش نداشته باشد، و سپس لاروهای مورچه را یکییکی میخورد!
ب) دانههایی شبیه مدفوع:
- گیاه: Ceratocaryum argenteum در آفریقای جنوبی.
- ترفند: دانههایش دقیقاً شبیه (و همبوی) مدفوع بز کوهی است.
- قربانی: سوسکهای سرگینغلتان (Dung beetles) گول میخورند، دانه را با زحمت میغلتانند و در خاک دفن میکنند (به امید اینکه تخمشان در آن رشد کند).
- نتیجه: سوسکها هیچ نفعی نمیبرند، اما گیاه کاشته میشود!
۴. اینترنت زیرزمینی (Wood Wide Web)
گیاهان از طریق شبکه قارچی زیرزمینی (Mycorrhiza) با هم حرف میزنند.
- هشدار حمله: اگر یک گیاه لوبیا مورد حمله شته قرار گیرد، از طریق ریشهها و شبکه قارچی به همسایگانش پیام شیمیایی میفرستد. همسایگان (حتی اگر هنوز مورد حمله نباشند) شروع به تولید سم دفاعی میکنند.
بخش سیزدهم: حشرات و غذای ما (فصل پنجم)
فصل پنجم با عنوان “Busy Flies, Flavorsome Bugs: Insects and Our Food” (مگسهای پرکار، ساسهای خوشطعم: حشرات و غذای ما) به نقش حیاتی حشرات در زنجیره غذایی انسان و آینده تغذیه میپردازد.
۱. گردهافشانها: قهرمانان خاموش (The Pollinators)
ما اغلب فکر میکنیم زنبور عسل تنها گردهافشان است، اما واقعیت بسیار وسیعتر است:
- تنوع: مگسها، سوسکها، پروانهها و حتی برخی پشهها هم گردهافشانی میکنند.
- شکلات: بدون پشههای ریز (Midge) که گردهافشان اختصاصی درخت کاکائو هستند، شکلاتی وجود نخواهد داشت!
- امنیت غذایی: حدود ۷۵٪ از محصولات کشاورزی جهان برای تولید میوه و دانه به حشرات وابستهاند. اگر گردهافشانها حذف شوند، قفسههای سوپرمارکتها خالی از میوه، سبزیجات، قهوه و شکلات خواهد شد.
۲. حشرات در بشقاب ما (Entomophagy)
خوردن حشرات (Entomophagy) برای بسیاری از غربیها چندشآور است، اما برای ۲ میلیارد نفر در جهان یک واقعیت روزمره و لذیذ است.
- تاریخچه: ارسطو طعم جیرجیرک (Cicada) را توصیف کرده و یحیا تعمیددهنده ملخ میخورد.
- مزایای زیستمحیطی:
- پروتئین پایدار: حشرات برای تولید مقدار مشابهی پروتئین نسبت به گاو، ۱۲ برابر کمتر غذا و ۲۰۰۰ برابر کمتر آب مصرف میکنند.
- گاز گلخانهای: پرورش حشرات تقریباً هیچ گاز متانی تولید نمیکند (برخلاف گاوها).
- طعم: لارو سوسک آرد (Mealworm) طعم آجیلی دارد، ملخها شبیه میگو هستند و برخی مورچهها طعم لیمویی دارند.
۳. رنگ قرمز در غذای شما (The Red Dye)
شاید ندانید، اما شما احتمالاً قبلاً حشره خوردهاید!
- کارمین (Carmine): رنگ قرمز درخشان در بسیاری از ماستهای میوهای، آبنباتها، رژ لبها و کمپاری (نوشیدنی) از حشرهای به نام قرمزدانه (Cochineal) گرفته میشود.
- منبع: این حشرات ریز روی کاکتوسهای آمریکای جنوبی زندگی میکنند. آنها خشک و پودر میشوند تا اسید کارمینیک استخراج شود.
- برچسبها: اگر روی بستهبندی غذا کلمه “E120” یا “Carmine” را دیدید، یعنی عصاره حشره میخورید. استارباکس چند سال پیش سعی کرد آن را حذف کند، اما جایگزینهای گیاهی کیفیت رنگ آن را نداشتند.
۴. عسل: طلای مایع (Liquid Gold)
عسل تنها محصول حشرهای است که در غرب به طور گسترده پذیرفته شده است.
- فرآیند تولید: زنبور شهد را میمکد، در معده دومش با آنزیمها مخلوط میکند، سپس آن را بالا میآورد (بله، عسل نوعی استفراغ زنبور است!) و در سلولها ذخیره میکند. بال زدن زنبورها آب اضافی را تبخیر میکند تا غلیظ شود.
- انرژی: برای تولید یک کیلوگرم عسل، زنبورها باید معادل سه بار دور کره زمین پرواز کنند و روی چهار میلیون گل بنشینند.
بخش چهاردهم: حلقه زندگی و مرگ (فصل ششم)
فصل ششم با عنوان “The Circle of Life—and Death: Insects as Janitors” (حلقه زندگی و مرگ: حشرات به عنوان رفتگران) به نقش حیاتی اما اغلب نادیده گرفتهشدهی حشرات در بازیافت و تجزیه مواد میپردازد.
۱. بازیافتکنندگان جسد (The Corpse Recyclers)
وقتی حیوانی میمیرد، چه اتفاقی میافتد؟ حشرات وارد عمل میشوند.
- توالی ورود: حشرات با نظم خاصی به سراغ جسد میآیند. مگسهای گوشت (Blowflies) اولین نفراتی هستند که بوی مرگ را حس میکنند و تخمهای خود را در چشمها، بینی و دهان جسد میگذارند.
- مزیت: لاروها با سرعت باورنکردنی گوشت را میخورند و جسد را تمیز میکنند. بدون آنها، اجساد حیوانات و انسانها برای مدت طولانی باقی میماندند و منبع بیماری میشدند.
- کارآگاهان حشره (Forensic Entomology): پلیس از لاروهای موجود در جسد برای تعیین “زمان مرگ” استفاده میکند. حتی گونههای خاص لارو میتوانند نشان دهند که جسد جابجا شده است (مثلاً لاروی شهری در جسدی که در جنگل پیدا شده).
- داستان تاریخی: اولین بار در سال ۱۲۳۵ میلادی در چین، قاتلی با کمک مگسها شناسایی شد. همه روستاییان داسهای خود را آوردند. مگسها روی داس تمیزشدهی قاتل نشستند (چون بوی خونِ میکروسکوپی را حس میکردند) و او اعتراف کرد.
۲. رفتگران فضولات (The Dung Cleaners)
مدفوع حیوانات یک منبع غذایی عظیم است.
- رقابت: رقابت برای مدفوع تازه، شدید است. ۴۰۰۰ سوسک سرگین در ۱۵ دقیقه به یک توده مدفوع فیل حمله میکنند!
- استراتژیها: سوسکهای سرگین (Dung beetles) سه روش دارند:
- Dwellers (ساکنان): مستقیم در وسط مدفوع زندگی میکنند.
- Tunnelers (تونلسازان): تونلهایی زیر مدفوع حفر میکنند و غذا را آنجا میبرند.
- Rollers (غلتانندهها): تکهای را جدا کرده، توپ میکنند و دور میشوند.
- ناوبری ستارهای: سوسکهای غلتاننده برای اینکه در مسیر مستقیم حرکت کنند (و دوباره به سمت شلوغیِ مدفوع برنگردند)، از کهکشان راه شیری و نور ستارهها برای مسیریابی استفاده میکنند!
۳. فاجعه استرالیا (The Australian Mishap)
استرالیا درس عبرتی تاریخی درباره اهمیت سوسکهای سرگین است:
- مشکل: وقتی اروپاییها گاو را به استرالیا بردند، سوسکهای بومی استرالیا (که عادت به مدفوع خشک کانگورو داشتند) نتوانستند با مدفوع آبکی و بزرگ گاوها کنار بیایند.
- نتیجه: مراتع زیر لایهای از مدفوع خفه شدند و مگسهای انگل طغیان کردند.
- راهحل: دانشمندان مجبور شدند سوسکهای سرگین خارجی (آفریقایی و اروپایی) وارد کنند تا مشکل حل شود.
بخش پانزدهم: صنایع حشرات (فصل هفتم)
فصل هفتم با عنوان “From Silk to Shellac: Industries of Insects” (از ابریشم تا شلاک: صنایع حشرات) به محصولات تجاری حشرات میپردازد که برخی شناختهشده و برخی کاملاً ناشناخته هستند.
۱. موم زنبور: بالهای ایکاروس (Beeswax)
زنبورهای عسل نه تنها عسل، بلکه موم هم تولید میکنند.
- اسطوره یونانی: در افسانه، دِدالوس بالهایی از پَر پرندگان و موم زنبور ساخت تا با پسرش ایکاروس از کرت فرار کنند. ایکاروس خیلی به خورشید نزدیک پرواز کرد، موم آب شد و او سقوط کرد.
- کاربردهای مدرن: شمعهای کلیسای کاتولیک باید حداقل ۵۱٪ موم زنبور داشته باشند (زیرا قدیمیها فکر میکردند زنبورها باکره هستند و زندگی جنسی ندارند!). موم زنبور همچنین در لوازم آرایشی (بالم لب، کرم صورت) و حتی برای براق کردن سیب و پرتقال در سوپرمارکت استفاده میشود.
۲. ابریشم: پارچه شاهان (Silk)
ابریشم از کرم ابریشم (لارو پروانه Bombyx mori) به دست میآید.
- افسانه چینی: ۲۶۰۰ سال پیش، شاهزاده لِیتسو زیر درخت توت نشسته بود. یک پیله کرم ابریشم در فنجان چایش افتاد و در گرما حل شد و تبدیل به نخ درخشان شد. او متوجه پتانسیل آن شد و صنعت ابریشم چین را پایهگذاری کرد.
- انحصار و قاچاق: چین برای هزاران سال راز تولید ابریشم را مخفی نگه داشت. قاچاق تخم کرم یا بذر درخت توت مجازات مرگ داشت! اما یک شاهزاده چینی تخمها را در کلاه خود پنهان کرد و به کشور شوهرش برد.
- تولید امروز: سالانه بیش از ۲۰۰،۰۰۰ تن ابریشم تولید میشود. پیلهها در آب جوش گذاشته میشوند تا لاروها کشته شوند و نخ باز شود. ابریشم برای لباس، لاستیک دوچرخه و نخ جراحی استفاده میشود.
۳. ابریشم عنکبوت: قویتر از فولاد (Spider Silk)
عنکبوتها (که حشره نیستند، بلکه عنکبوتیان هستند) ابریشمی با خواص باورنکردنی تولید میکنند.
- مقاومت: نخ عنکبوت به ازای هر واحد وزن، ۶ برابر قویتر از فولاد است اما در عین حال کشسان است.
- کاربرد: جلیقه ضد گلوله فوقسبک، کلاه ایمنی و ایربگ خودرو.
- چالش تولید صنعتی:
- عنکبوتها (برخلاف کرمهای ابریشم) شکارگرند و یکدیگر را میخورند، پس نمیتوان آنها را انبوه پرورش داد.
- یک لباس طلایی از ابریشم عنکبوت در موزه ویکتوریا و آلبرت (لندن) نمایش داده شد که ۴ سال و ۱.۲ میلیون عنکبوت برای ساختش لازم بود!
- راهحل مدرن: دانشمندان ژن عنکبوت را به بز منتقل کردند تا شیری با پروتئین ابریشمی تولید کند (“بزهای عنکبوتی”). سوئدیها هم از باکتری برای تولید نخ مصنوعی استفاده کردند.
۴. جوهر زنبور گال (Iron Gall Ink)
زنبور Gall wasp روی برگ بلوط تودهای به نام “سیب بلوط” میسازد که حاوی اسید تانیک است.
- جوهر تاریخی: از قرن ۱۱ تا ۱۸، جوهری از سیب بلوط، نمک آهن و صمغ عربی تهیه میشد. این جوهر قابل شستشو نبود و در کاغذ فرو میرفت.
- آثار جاودانه: نمایشنامههای شکسپیر، سمفونیهای بتهوون، حماسههای اسنوری و اعلامیه استقلال آمریکا همگی با این جوهر نوشته شدند.
۵. رنگ قرمز کارمین (Carmine)
همان رنگ قرمز درخشان که در بخش ۵ توضیح داده شد، یکی از محصولات مهم صنعتی حشرات است.
بخش شانزدهم: نجاتدهندگان و برندگان جایزه نوبل (فصل هشتم)
فصل هشتم با عنوان “Lifesavers, Pioneers, and Nobel Prize Winners: Insights from Insects” (نجاتدهندگان، پیشگامان و برندگان جایزه نوبل: بینشهایی از حشرات) به نقش حشرات در پیشرفت علم، پزشکی و تکنولوژی میپردازد. این موجودات کوچک، استادان بزرگ ما بودهاند.
۱. بیومیمتیک: تقلید از طبیعت (Biomimicry)
مهندسان برای حل مشکلات پیچیده به حشرات نگاه میکنند:
- نوار چسب (Velcro): مخترع سوئیسی آن را با دیدن خارهای گیاه باباآدم (Burrs) که به پشم سگش چسبیده بود، الهام گرفت.
- اسکناسهای ضد جعل: سوسک شاخکبلند Tmesisternus isabellae با تغییر رطوبت هوا تغییر رنگ میدهد (از طلایی به قرمز). دانشمندان چینی جوهری ساختهاند که اگر روی اسکناس چاپ شود، با “ها” کردن (رطوبت دهان) تغییر رنگ میدهد و اصل بودن پول را ثابت میکند.
- تهویه مطبوع موریانهای: موریانهها در تپههای خود سیستم تهویه طبیعی باورنکردنی دارند که دما را ثابت نگه میدارد (برای پرورش قارچ). ساختمان “Eastgate Centre” در زیمبابوه با الهام از این سیستم ساخته شده و ۹۰٪ انرژی کمتر برای خنکسازی مصرف میکند.
۲. مگس میوه: قهرمان آزمایشگاه (The Fruit Fly)
مگس میوه (Drosophila melanogaster) که در آشپزخانه شما دور میوه گندیده میچرخد، برنده ۶ جایزه نوبل شده است!
- چرا مگس؟ ارزان است، زود تکثیر میشود و ۷۷٪ ژنهای بیماریزا در انسان، مشابهش در مگس وجود دارد.
- دستاوردها:
- کشف کروموزومها و وراثت (نوبل ۱۹۳۳).
- اثر تشعشعات بر جهش ژنتیکی (نوبل ۱۹۴۶).
- سیستم ایمنی و ساعت بیولوژیک بدن (نوبل ۲۰۱۷).
- الکلیهای کوچک: مگسهای نری که در پیدا کردن جفت شکست میخورند، بیشتر به سمت الکل میروند تا “غمشان را فراموش کنند”! این رفتار برای تحقیق درباره اعتیاد انسان استفاده میشود.
۳. مورچهها و آنتیبیوتیک جدید
با افزایش مقاومت باکتریها به داروهای موجود، مورچهها امید جدید ما هستند.
- کشاورزان قارچ: مورچههای برگبر (Leaf-cutter ants) که قارچ پرورش میدهند، با باکتریهای خاصی همزیستی دارند. این باکتریها نوعی آنتیبیوتیک تولید میکنند تا از باغچه قارچی مورچهها در برابر آفات محافظت کنند.
- داروی جدید: داروی ضدقارچ “Selvamicin” از همین باکتریهای روی بدن مورچه کشف شده است.
۴. درمان با لارو (Maggot Therapy)
استفاده از لارو مگس برای درمان زخمهای عفونی، روشی باستانی است که دوباره احیا شده.
- چنگیزخان و ناپلئون: آنها در جنگها از لارو برای تمیز کردن زخم سربازان استفاده میکردند.
- روش کار: لاروهای استریل مگس Lucilia sericata روی زخم گذاشته میشوند. آنها فقط بافت مرده و عفونی را میخورند و بافت سالم را دستنخورده میگذارند. همچنین ترشحات آنها خاصیت آنتیبیوتیکی دارد و زخم را ترمیم میکند. امروزه برای زخمهای پای دیابتی و مقاوم به آنتیبیوتیک استفاده میشود (گاهی داخل کیسههای چایمانند).
۵. فضانوردان خوابآلود (Midges in Space)
لارو نوعی پشه آفریقایی (Polypedilum vanderplanki) میتواند در فضا زنده بماند.
- خشکزیستی: این لارو میتواند ۹۷٪ آب بدنش را از دست بدهد و تبدیل به یک تکه خشک شود. در این حالت، در برابر جوشاندن، الکل و حتی تشعشعات کیهانی مقاوم است.
- رمز بقا: قندی به نام “Trehalose” جایگزین آب در سلولهایش میشود و ساختار آنها را حفظ میکند. (جالب اینکه نام این قند از پیله حشرهای در ایران به نام “تیغال” یا Trehala گرفته شده است).
- بازگشت به زندگی: کافی است روی آن آب بریزید تا در عرض یک ساعت دوباره زنده شود و غذا بخورد! این مکانیسم کلید سفرهای فضایی طولانیمدت (انجماد انسان) است.
بخش هفدهم: حشرات و ما: آینده چیست؟ (فصل نهم)
فصل نهم با عنوان “Insects and Us: What’s Next?” (حشرات و ما: آینده چیست؟) به آیندهی مبهم و نگرانکنندهی حشرات در جهانی میپردازد که انسانها آن را به شدت تغییر دادهاند. این فصل هشداری جدی درباره “کاهش حشرات” و تأثیر آن بر زندگی ماست.
۱. آخرالزمان حشرات (Insect Apocalypse)
آمارها تکاندهندهاند:
- آلمان: در ۳۰ سال گذشته، ۷۵٪ زیستتوده حشرات پروازی در مناطق حفاظتشده کاهش یافته است.
- جهانی: در حالی که جمعیت انسان در ۴۰ سال اخیر دو برابر شده، تعداد حشرات نصف شده است.
- استعاره ننو (Hammock Metaphor): نویسنده اکوسیستم جهان را به یک “ننو” (تخت آویز) تشبیه میکند. حشرات تارهای اصلی این ننو هستند. با از دست رفتن هر گونه، تاری پاره میشود. شاید چند سوراخ مشکلی ایجاد نکند، اما اگر تارهای زیادی را بکشیم، کل ننو (و رفاه ما که در آن نشستهایم) فرومیریزد.
۲. قورباغه سمی و سوسکهایش
داستان “قورباغه سمی طلایی” (Golden Poison Frog) پیچیدگی طبیعت را نشان میدهد:
- سم مرگبار: این قورباغه کلمبیایی چنان سمی است که لمس کردنش میتواند ۱۰ مرد را بکشد. بومیان نوک تیرهایشان را با آن سمی میکردند.
- امید پزشکی: داروسازان فهمیدند سم آن میتواند مسکنی قویتر از مورفین باشد.
- معما: قورباغههایی که به آزمایشگاه آورده شدند، سمشان را از دست دادند!
- کشف: معلوم شد قورباغه خودش سم نمیسازد، بلکه با خوردن نوع خاصی از سوسکهای کوچک (Melyridae) سم به دست میآورد. با نابودی جنگل و آن سوسکها، قورباغه هم بیدفاع شده و هماکنون در خطر انقراض است.
۳. نورهای قاتل و تکامل پروانهها
آلودگی نوری شهرها رفتار حشرات را تغییر داده است.
- تلهی نور: حشرات شبپرواز (مثل بیدها) جذب چراغهای خیابان میشوند و آنقدر دور آن میچرخند تا از خستگی بمیرند یا شکار خفاشها شوند.
- تکامل سریع: در برخی شهرها، بیدها (Moths) یاد گرفتهاند که به سمت نور پرواز نکنند. این یک مکانیسم بقاست، اما یک هزینه سنگین دارد: آنها کمتر پرواز میکنند، کمتر گردهافشانی میکنند و کمتر جفت مییابند.
۴. پشهی مترو لندن (The London Underground Mosquito)
تکامل همیشه کُند نیست. گاهی انسانها ناخواسته گونههای جدید میسازند.
- تولید مثل در تاریکی: حدود ۱۵۰ سال پیش (زمان ساخت مترو لندن)، چند پشه Culex pipiens وارد تونلها شدند.
- گونه جدید: آنها در انزوا تکامل یافتند و به گونهای جدید (Culex molestus) تبدیل شدند که:
- برخلاف اجدادشان، در زمستان نمیخوابند.
- پرندگان را نیش نمیزنند، بلکه عاشق خون موش و انسان هستند (در جنگ جهانی دوم بلای جان پناهندگان مترو بودند).
- دیگر نمیتوانند با پشههای روی زمین جفتگیری کنند.
- این یعنی ما در کمتر از ۱۵۰ سال یک گونه جدید خلق کردهایم!
۵. امید در جزیره لرد هاو (Lord Howe Island Stick Insect)
داستانی از انقراض و رستاخیز:
- انقراض: در سال ۱۹۱۸ کشتیای در جزیره لرد هاو (استرالیا) به گل نشست و موشهای سیاه فرار کردند. آنها تمام “حشرات چوبی لرد هاو” (که اندازه دست انسان بودند و “خرچنگ خشکی” نامیده میشدند) را خوردند. تصور میشد این حشره منقرض شده است.
- کشف مجدد: دههها بعد، کوهنوردان در صخرهای دورافتاده در میان اقیانوس (Ball’s Pyramid)، زیر یک بوته تنها، چند تا از این حشرات را پیدا کردند.
- عملیات نجات: دانشمندان با مجوز ویژه ۴ تا از آنها را برداشتند (آدم و حوا!). اکنون در باغوحشها تکثیر شدهاند و منتظرند تا روزی که موشها از جزیره اصلی پاکسازی شوند، به خانه برگردند.
